محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
340
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
ايسابلا بود . در عصر او موريسكيها از نوعى رفق و مدارا و چشمپوشى و تسامح برخوردار بودند ولى نه چنان كه تصور رود عرصهء سركوبى و تعقيب نبودند يا محاكم تفتيش عقايد ذرهاى از فعاليت خود را كاسته باشند . 2 چون شارل كن بمرد و پسر و ولىعهدش فيليپ دوم ( 1555 - 1598 ) به جايش نشست آن اندك مدارا و تسامح كه در عصر پدرش بود به پايان آمد . مسيحيت همهء موريسيكها را شامل شد و همهء مظاهر اسلام و عربيت دستخوش زوال گرديد . اما با وجود سياست وحشتانگيز اسپانيا در مقابله با اسلام و مسلمانان باز هم جرقهاى در زير خاكستر باقى مانده بود كه گهگاه تبديل به شعله مىشد . موريسكيها در غرناطه دستههاى كوچك و بزرگى تشكيل مىدادند ، بخصوص در منطقهء كوهستانى البشرات . از سوى دولت اسپانيا پادگانهاى نظامى و عوامل كليسا همواره مواظب اعمال و رفتار آنان بودند . ساكنين اين نواحى بيشتر در كار زراعت و تجارت بودند و از راه تجارت با ثغور مغرب در ارتباط . فيليپ دوم كوشيد تا اندك غفلتى را كه در عهد پدرش شده بود با ايجاد فشار و تعقيب بيشتر جبران كند . او در واقع كشيشى بود در كسوت پادشاهان و گوش به فرمان كليسا نهاده بود . با آمدن او يك سلسله مقررات تازه بر ضد موريسكيها وضع شد . مسئلهء اسلحه مقدم بر همهء مسائل بود . سياست اسپانيا از همان آغاز نسبت به مسلح بودن مسلمانان و موريسكيها حساسيت بسيار نشان مىداد . در عصر فرناندوى پنجم يكبار اجازه يافتند چاقوى خانگى با خود حمل كنند ، آن هم طبق مقررات خاص . ولى حكومت بعدها از اجازهاى كه داده بود پشيمان شد و مقرر شد كه مسلمانان حق داشتن هيچ نوع اسلحه حتى چاقوى منزل را هم ندارند . از جمله در سال 1563 در عهد فيليپ دوم اين قرار صورت قانونى يافت و حال آنكه آنان كه در محلات دورافتاده